سيد محمد كمره اى

844

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

خرابى ، خودش هم مبلغ پنج تومان به اسم پيش‌قسط كه بيل و كلنگ و سطل خريده ، از فردا مشغول پىريختن بشود ، گرفته ، رفت . هوا هم باد و ترشحى از باران داشت . عمله مشغول كندن چينه شد ، ناهار بتول آمد من قدرى كسل . ناهار با ننه اسماعيل و بتول آبگوشت و اسفناج پخته و نان و پنير خورده ، بعد از ناهار استاد على حسن و يك عمله ديگر آمده ، با آن عمله قبل از ظهر مشغول پوشيدن روى جوى و كندن ديوار چينه شده . من هم مشغول تحرير و كمك آن‌ها به پوشيدن روى نهر كه آوار ، توى جوى را سد نكند . بعد چايى مىخورده ، عيال آقا ميرزا مهدى خان قزوينى با بچه‌هايش آمده ، دلتنگى از بىخبرى شوهرش مىكرد . گفتيم الحمد لله بايد حالش خوب و او طرف مبارزه و جنگى در همدان نيست و براى حكميت و رسيدگى رفته . بعد آن‌ها چايى خورده رفتند . استاد على حسن هم يك ساعت و نيم به غروب دو عمله خودش را گذاشته ، رفت و اظهار داشت كه امروز تا فردا ظهر آهك تهيه نماييد كه فردا بعد از ظهر شفته‌ريزى بايد شروع شود . بعد احمد و بتول هم از مدرسه آمده ، من هم به بيرون رفته ، دكان آقا سيد جواد كوزه‌فروش رفته ، قيمت هفتاد و پنج من آهك كه چهار تومان و يك ريال مىشد به او داده كه فردا آهك براى ما بفرستد . بعد مقارن غروب مراجعت ، بقيه طلب مسگر با انعام شاگردش را دادم . يك از شب به خانه رسيده ، بچه‌ها هم دمى بار كرده بودند ، خورده ، خوابيديم . اخبار محلى كمره و عراق چهارشنبه 3 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى يك نفر عمله به جهت كندن چينه آمده ، مشغول كار شد ، سه بار آهك ، هفتاد و پنج من ، كلوخه هم آوردند . ده شاهى انعام گرفت . بعد آقا ميرزا حسين خان آمد اظهار داشت كه عمل وكالت آقا شيخ رضا را تمام نمودم كه در عراق يا اينجا مشغول مبارزه با وكيل حاج معتمد و حاج جلال لشكر و سالار [ محتشم ] در خصوص ادعاى به ميشيجان مشغول مبارزه شود و حاليه هم احتمال مىدهم كه حكومت امير حشمت تغيير كند چون اقتدار الدوله مىخواست در سمنان وكيل شود و ما نكرده يا نتوانستيم كارى براى او بكنيم و برادرش ميرزا على اصغر خان امين ماليه سمنان شده و به واسطه سرقتى كه از اجزاى تحديد آنجا و ماليه آنجا شده بود و ما كشف كرديم كه